ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

28

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

وهم دوباره زنده كننده است ، وگرفتارى وعافيت به دست اوست از آن جهت كه تمام عوامل وأسباب فنا ، بازگشت ، گرفتارى وعافيت به أو مىانجامد . قبلا روشن شد كه تمام اين أمور اعتبارات عقلي است كه از راه مقايسهء ذات واجب تعالى با مخلوقات وآثارش - همان طور كه در خطبهء اوّل نهج البلاغة بررسى كرديم - عقل آنها را به ذات مقدس حق مرتبط مىسازد امّا افعال حق تعالى چنين است كه آن گاه كه ارادهء آفرينش دنيا را كرد ، آفرينش واستقرار هستى آن جز بدين نحو كه خداوند آن را آفريد ، امكان نداشت ، يعنى افاضهء آنچه كه در حق بعضي از بندگان نعمت شمرده مىشود ، مانند ثروت وتندرستى وأمثال اينها ، ويا در حق بعضي ديگر گرفتارى محسوب مىشود از قبيل تهيدستى وبيمارى . هر چند كه نعمتها نيز نوعي گرفتارى هستند . چنانكه خداوند متعال فرموده است : كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ « 8 » ضرورت پاداش در عالم معاد ، براي افراد گرفتار ونيز افراد برخوردار از نعمت ، مطابق فرمانبردارى ونافرمانيشان در حال نعمت وگرفتارى ، وهمچنين آفرينش آنها بر طبق مشيّت حق ، از جمله مسائلي است كه فلسفهء آن بر ما روشن نيست . البتّه در أصول وقوانين حكمت ثابت شده است كه مقصود بالذّات از عنايت حقّ تعالى تنها خير است وامّا شرهايى كه در عالم هستى وجود دارد ، بالعرض موجودند ، به طورى كه جداسازى وتهى كردن خير از شرّ امكان ندارد . وچون در جهان هستى غلبه با خير است وشرّ در اقليّت وهمراه خير است ، نمىشود خير زياد را به خاطر آنها ترك كرد ، زيرا ترك خير كثير به خاطر شرّ قليل ، خود در برابر جود وحكمت شرّ كثير است ، واين است معناى عبارت امام عليه السلام كه فرمود : زيرا دنيا جز بر أموري كه خداوند مقرّر داشته ، استقرار و

--> ( 8 ) سوره أنبياء ( 21 ) آية ( 35 ) يعنى : شما را براي آزمودن گرفتار بد وخوب مىسازيم وشما به سوى ما بازگشت داريد .